سوژه‌ ی قاصدک ‌ها

شعر، زندگی ست و زندگی شعر است

27 سال گذشت... و منظومه ی گل های پرپر در یادها باقی ست...

قصه ی پرپر شدن در آب...

یک پست تکراری...

امـّـا...

درد همیشه درد است و هیچگاه رنگ تکرار نمی پذیرد...

این منظومه، آخرین نوشته ی من در  وبلاگ *سوژه ی قاصدک ها*ست.

*تقدیم به آزادگان جهان*

 


ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴این زمان 20:15 الهه تاجیکزاده آریایی



گل برای گل روی شما (-:

فعلا"...  (-:

 

************************************

 

+ نوشته ام در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲این زمان 13:45 الهه تاجیکزاده آریایی



شب تاریک و سنگستان و مو مست...

 

به خاطر خاطره ها...


ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲این زمان 1:59 الهه تاجیکزاده آریایی |



ارادتمند

درود بیکرانه ام نثارتان دوستان ارجمندم


بسیار سپاس گزارم از لطف همیشگی تان
عرض شرمندگی به خاطر این که مدتی نتوانستم پاسخگوی خوبی برای کامنت های ارزشمندتان باشم.
به علت کار خاصی که مشغول انجامش هستم کمی دیر به دیر به روز می شوم. اما به زودی همه چیز طبق روال سابق خواهد شد...
سبز باشید و مانا
یا علی

******

پ ن :

 اختتامیه ششمین جشنواره استانی شعر دفاع مقدس

(مجری: سازمان حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس جنوب شرق استان تهران)

...و...

اختتامیه جشنواره استانی شعر فجر

(مجری: کانون بسیج هنرمندان جنوب شرق استان تهران)

 

+ نوشته ام در جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲این زمان 11:17 الهه تاجیکزاده آریایی |



* گنجشک *

شعری از  *استاد محمد پوردامغانی*


"بهمن سلام

ای دانه دانه برف
بر صورت زمین
ای سایه سایه ابر
بر پلک آسمان
ای شعله شعله آتش پنهان در اين جهان

بهمن سلام
اینجا
پس فروغ دل دردمند ما
می بینمت به راه
می خوانمت
چنان که صدایی به قعر چاه

سرما
منقار بسته گنجشک خسته را
بر شاخه های یخ زده
تیمار می کند
تا قطره قطره اشک
ارزن شود
در پای یک نگاه

بهمن سلام
سرد است حرف ما
سرد است حرف ما !"


+ نوشته ام در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲این زمان 1:1 الهه تاجیکزاده آریایی |



فرهنگسرای ارسباران - خانه ی شاعران ایران

درودها...

امروز فرصتی شد تا به دو انجمن شعر در تهران بروم.

در فرهنگسرای ارسباران بزرگداشت استاد ایرج جنتی عطایی بود. با حضور همسر و برادر ایشان.

پنجشنبه های خانه ی شاعران هم که با حضور استاد ساعد باقری لطفی دیگر دارد... مخصوصا" که با همراهی استاد محمد پوردامغانی گرامی و فرزندگلم ثارالله جنیدی باشد...

چند سه گانی به دعوت استاد حسین جنتی خواندم که مورد عنایت حاضران واقع شد. یکی از سه گانی ها را با نقد ارزشمند استاد باقری اینگونه اصلاح کردم:

باد، هر طرف* که می وزد پر از هوای توست

نازنین من! نگفته ای

در کجای این جهان شکفته ای؟!

 

* نسخه ی قبلی:   هر جهت

+ نوشته ام در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲این زمان 23:23 الهه تاجیکزاده آریایی



تصویر و اندیشه... (بخش 1)


درود همیشگی یاران مهربان

اگر خاطرتان باشد چندی پیش قول هایی داده بودم... (-:

با احترام- دعوتید به خواندن ادامه ی مطلب... (-:

و...

خواندن اشعار زیبای استاد گرامی *رستم وهاب نیا* در :

سامان‌‌گرد


ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲این زمان 15:30 الهه تاجیکزاده آریایی |



*به تماشای طومار دل مهربان ترین یار* و... *روایتی دیگر از "ماهی سیاه کوچولو"؛ اثر دکتر غلامرضای صفار

+ نوشته ام در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲این زمان 11:37 الهه تاجیکزاده آریایی |



پدر من برفی ست

+ نوشته ام در جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲این زمان 8:13 الهه تاجیکزاده آریایی |



ما آهوانه منتظر دستیم...

در پایگاه ادبی *ما چند نفر*

***

و نقد و بررسی این چهار سروده ام در همین پایگاه (ما چند نفر)

توسط شاعر و منتقد ارجمند:  جناب آقای شهرام زارعی

+ نوشته ام در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲این زمان 20:20 الهه تاجیکزاده آریایی



*ساحل مرجانی*

+ نوشته ام در یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲این زمان 16:55 الهه تاجیکزاده آریایی



* ماه و... ماهی*

درود همیشگی همراهان مهربانم

به خاطر امتحانات ترم بچه ها آن چنان که باید... نیستم!

جایی نرویدها... (-:

نشانی این جا را هم گم نکنیدها... (-:

دیگه سفارش نمی کنم ها... (-:

***

و یک سروده ی قدیمی ام:

        

*ماه و... ماهی*



باز دیده شد

توی چشم های روشن و زلال آب

عکس صورت قشنگ ماهتاب


باز، ماهی سیاه کوچکی

غمگنانه پشت صخره ای نشست

قلب نازکش شکست...


پ ن :

اگر ریا نباشد!!! تصویر از آثار کولاژ کاغذ نگارنده است. (-:

ارادتمند


ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در شنبه هفتم دی ۱۳۹۲این زمان 19:19 الهه تاجیکزاده آریایی |



چند شعر *ماه* اثر استاد گرامی *پیام سیستانی*

(1)
دره خسته است
دره  سر به زير و سر شکسته است
دره باعث جدایی ِ دو کوه دل شکسته است



پیام سیستانی
چند شعر دیگر در ادامه ی مطلب...



ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲این زمان 18:46 الهه تاجیکزاده آریایی



سوژه ی قاصدک ها 2

 

شاعران پارسی زبان

سیولیشه

سوژه ی قاصدک ها 2
 
 

و... یک سه پاره ی قدیمی:

 

  *ننه سرما و ستاره های برفی*

 

   در کنار کوهی از ستاره ی سپید

   پیرزن -الک به دست-

   توی آسمان نشسته است.

 

   توی فکر یک پتوی گرم

   او، برای باغ و بیشه هاست؛

   مهربان تر از همیشه هاست...

 

   دخترش -بهار-

   از ستاره های روی آن الک،

   می پراکند به دامن فلک

 

   زیر آن الک،

   ریزش مداوم ستاره ها...

   روی آب ها و قاره ها...

 

+ نوشته ام در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲این زمان 20:32 الهه تاجیکزاده آریایی



Do not crush the moon...

+ نوشته ام در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲این زمان 8:8 الهه تاجیکزاده آریایی |



چکه چکه می ریزد شهد دانش از اینجا (کندوی خورشید) :

کندوی خورشید ( وبلاگ خواهرم الهام )


ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲این زمان 0:0 الهه تاجیکزاده آریایی



آفتاب عشق؛ یادگاری از آن روزها که آسمان به من نزدیک بود... + شاید شعر...

 

السلام علیک یا امام الرئوف

سلام دوستان

سروده ای از گذشته های دور... خیلی دور... آن روزها که آسمان به من نزدیک تر بود؛

تقدیم به ساحت مقدس خورشید خراسان:

 

* آفتاب عشق*

امام رضا(ع)؛ حافظ موجودیت اسلام در دربار مأمون

 

خورشید در حوالی مغرب بود.
شیطان شب گشود دو دستش را
در این خیال بود براندازد
آن آفتاب عشق و نسلش را...

در اعتراض به این هدف شیطان
بانوی ماه، موی پریشان کرد
یکباره یک ستاره ی سرگردان
شب را از این قضیه پشیمان کرد

شیطان شب دو دست سیاهش را
بر دامن مراد خودش آوبخت
ابلیس گفت: "رسم ما این است
در جام او شرنگ... باید ریخت

جنباند دم و به گوش آویخت
شیطان شب نصیحت این پیرش!!!
خندید... و... آسمان و زمین لرزید
از هیبت گناه نفسگیرش...

از پشت پرده ی تاریکی
دختر فرا گرفت الفبا را
این دختر از سلاله ی شیطان بود
فتانه ای به هیئت یک تارا

شیطان شب نشست؛ و اندیشید.
از باغ مکر خویش اناری چید
آن را فشرد درون جام
آن گاه زهر کینه به آن پاشید...

خورشید را به حضورش خواند
آرامشی نشاند به چشمانش...
چیزی به رنگ شهد -ولی حنظل-
پنهان درون کاسه ی دستانش...

یک سوی، شب! و سوی دگر خورشید
لرزید پشت شب؛ در آینه پیدا بود
در عمق دیدگان شب شیطان
رازی که داشت، خوب هویدا بود...

هز روی مسند خود برخاست
بی شرم، جام را تعارف کرد
تاریک محض، نور را نمی فهمید
بر نور محض، شام را تعارف کرد...

تا این که ناگزیر گرفت از شب
نوشید زهر توطئه را خورشید
آنگاه چشم دوخت به چشم شب
خورشید بر حقارت شب خندید

***
خورشید از ضیافت شیطان رفت
گردون سپهر، از تب و تاب افتاد
از شدت لهیب چونان زهری
آتش به قلب آبی آب افتاد

شب ریخت اشک شوق، و در خلوت
آشفته از جنایت سنگینش
با حیله ها و زور و ریاکاری
پنهان نشد حکایت ننگینش

از پشت پرده های قرون می دید
خورشید عشق را که نیفسرده ست
هرگز نشد تباه چونان نوری
شیطان شب همیشه رکب خورده ست

خورشید در حوالی مشرق شد
تابننده تر به کوری چشم شب
قلب تپنده است و حریم اوست
آرام روح خسته ز تاب و تب...

***
ما آهوانه مننتظر دستیم
دستان مهربان تو یا ضامن!
خواهد گشود عقده ی کار ما
این لطف بیکران تو یا ضامن!
بزرگواران همیشه خوب! منتظر دیدگاه های متین تان در مورد این سروده و هم چنین سروده ای که در ادامه ی مطلب درج کردم می باشم  (-:

ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲این زمان 13:5 الهه تاجیکزاده آریایی |



درد مشترک!!! (-:

+ نوشته ام در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲این زمان 17:43 الهه تاجیکزاده آریایی



ذیل پست قبلی مشاهده فرمایید :

و یک رباعی از دیگر همشهری گرامی مان؛ *جناب آقای مصطفی ضرغامی*
+ نوشته ام در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲این زمان 11:0 الهه تاجیکزاده آریایی



رباعی زیبایی از محمدقاسم رحیمی- شاعر نوجوان پیشوایی


درود همیشگی یاران


این رباعی زیبا -که تقدیم به ائمه ی بقیع (علیهم السلام) شده- سروده ی نوجوانی ست به نام *محمدقاسم رحیمی جعفری*

ایشان متولد سال 1377 است و حدود یک سال است که به طور جدی به شعر می پردازد...

و این که بگویم همشهری ماست ها!!! (-:


باید ز کرامتت عیان بنویسند

نام تو به روی آسمان بنویسند

آقا! حرمی برایتان می سازیم

در بین عجایب جهان بنویسند...


بعدا" نوشت :

و...

این رباعی هم از دیگر همشهری شاعرمان به نام *مصطفی ضرغامی*


آن مایه ز دنیا که برآن دل بستی

وآن کس که شب و روز به فکرش هستی

در هیچ یکش وفا نبینی ای دوست

از بین رود یک یک و حتی هستی!


دیدگاه شما چیست گرامیان؟

+ نوشته ام در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲این زمان 14:20 الهه تاجیکزاده آریایی |



آدم برفی های مادر و دختر (شاعرانه های الهه و آلاله)

دو تکه ذغال

انگشت های سوخته ی جنگل

در چشمان آدم برفی


***


دو تکه ذغال

چشمان آدم برفی

در انتظار بهار *


*این مضمون را وام گرفته ام از شعر *آدم برفی*؛ سروده ی دخترنازم * آلاله جنیدی *


http://www.kharmahi.com/images/adam_barfi.jpg


برای ثبت دیدگاه ارزشمندتان به 1 پست پایین تر مراجعه فرمایید! (-:
+ نوشته ام در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲این زمان 16:16 الهه تاجیکزاده آریایی



ما به نام نامی تو می پریم...


(1)

دیدن ات برای قلب شرحه شرحه ام

مثل مرهم است

آاااای... ای کسی که زندگی بدون تو

                                                  برای من

                                                      جهنم است....


(2)

گرچه بر سرشاخه هایم بوسه بوسه عشق می کاری،

من تو را از خود نمی دانم گل زیبا؛

ریشه در مرداب ها داری...



(3)

بال ها، اگر چه خسته و شکسته است...

راه آسمان که بسته نیست؛

ما به نام نامی تو می پریم

                                    بدون پر...

                                               پرنده تر...



(4)

من، اسیر غربت زمین

از شکوه خاطرات آسمانی ام چه مانده است؟

چند مشت پر در آستین!


* امروز نقد، فردا هم نقد... (-:

پ ن :

آلاله ی من؛ گل لاله ی من

+ نوشته ام در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲این زمان 17:42 الهه تاجیکزاده آریایی |



درود درود درود

به لطف و یاری خداوند منان و عنایت ائمه ی معصومین و اساتید و دوستان بزرگوار و دیگر عزیزان-

1)- به زودی چاپ دوم مجموعه ی شعر کودکانه ام «دشت الفبا» (آموزش حروف و مصوت ها و استثناها و... با رویکردی نوین) -با ویرایش جدید - همراه با لوح فشرده و...

2)- و... به زودی... منظومه ای که قبلا" با نام «قصه ی پرپرشدن در آب» تقدیم به مسافران شهید ایرباس کرده بودم، همراه با ترجمه ی انگلیسی...

 

3)- و... باز هم به زودی... منتشر می شود: مجموعه شعر کوتاه -که در هفتمین جشنواره ی بین المللی شعر فجر، اسفند 91، برگزیده شد و سرو سیمین جشنواره را نصیب نگارنده کرد - البته همراه با ترجمه ی انگلیسی...

از صمیم قلب، از همراهی یکان یکان تان سپاس گزارم.

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«

پ ن 1 :

"کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شایداین است

که در افسون گل سرخ

شناور باشیم"

 

پ ن 2 :

پست قبلی همچنان فعال است...

+ نوشته ام در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲این زمان 10:1 الهه تاجیکزاده آریایی



کربلا سکوی پرتاب است... + "حوالی میدان قیام" + "ما خودمان می آییم..."


(1)

کربلا سکوی پرتاب است اما ما

در میان قتلگاه نور جا ماندیم

در دل شب ها فقط -مرثیه ها- خواندیم...


(2)

بی جهت نیست اینگونه زردیم...

"روضه روضه تو را سر بریدند"*؛

ما فقط گریه کردیم...


(3)

در قمار زندگی برندگی خوش است؛

بال ها که بشکفند،

آن زمان پرندگی خوش است...


* وام گرفته ام از شاعر خوب معاصر سعید بیابانکی.

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«


ادامه ی مطلب فراموش نشود!  همچنین پست قبلی!!!  (-:

"حوالی میدان قیام" + "ما خودمان می آییم..." (مادرانه)


برچسب‌ها: علی, آلاله, نازنین زینب, ثارالله, حنانه
ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲این زمان 18:34 الهه تاجیکزاده آریایی |



امروز روز بنی اسد است...

درود بیکرانم نثارتان یاران

عرض تسلیت مجدد این ایام جانگداز...

در خدمت تان هستم در ادامه ی مطلب با :


پدربزرگ؛ شبیه خوان حضرت سجاد علیه السلام

و همچنین :

در ادامه ی مطلب بخوانید از ژولیده ی نیشابوری...

ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲این زمان 14:14 الهه تاجیکزاده آریایی



السلام علیک با ثارالله و ابن الثاره

+ نوشته ام در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲این زمان 11:11 الهه تاجیکزاده آریایی



...(سه نقطه)ها و .......(نقطه چین)ها


... های من

با ... های تو

............. ها فاصله دارند!


01/01/1435

محرم هرسال، در خانواده ی ما گرامیداشت دو میلاد محترم است:

در آستانه ی آن (شب اول ماه) میلاد دختر نازنین مان :  زینب

و در میانه اش (شب پانزدهم ماه) میلاد پسر عزیزمان :  ثارالله


خداوندا! دستان گل های گلزار ما را دمی از دامن اهل بیت علیهم السلام جدا مکن! آمین!


13/08/1392

وبلاگ سرکارخانم طاهره مشایخ به روز اش با تکه ای دیگر از  چهل تکه

+ نوشته ام در شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲این زمان 3:30 الهه تاجیکزاده آریایی





 

انتشار 2 شعرم در سایت ادبی  سیولیشه

 

و... بخوانید : روزی روزگاری... را در  ساحل مرجانی

 


برچسب‌ها: سه نقطه ها, نقطه چین ها
ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲این زمان 3:3 الهه تاجیکزاده آریایی |



تصویر و تفسیر...


 عشق واقعی به این میگن (تصویری)


عشق واقعی به این میگن (تصویری)


عشق واقعی به این میگن (تصویری) 


عشق واقعی به این میگن (تصویری)


عشق واقعی به این میگن (تصویری) 


عشق واقعی به این میگن (تصویری)

و...

در ساحل مرجانی بخوانید:

من هم گریه کردم



ادامه ی مطلب
+ نوشته ام در سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲این زمان 14:14 الهه تاجیکزاده آریایی |



باز پاییز است...

درود درود درود

وقت تان به خیر یاران قدیمی و صمیمی

 

بداهه ای که چندی پیش در پایگاه ادبی "شوروشعروشاعر"، برای پست یکی از عزیزان سرودم:

 

پا به پای هم

از گذشته های دور

تا کنار خاک سرد گور...

                            

*****************

خداوند به همه ی جوان های سال های دور عمر باعزت عطا فرماید! آمین!

********************************

و 2 قدیمی پاییزانه :

 

                                    می شمارد ابر

                    سکّه های سرخ... سکّه های زرد...

                     قلّک درخت را تکانده فصل سرد!

 

    

 

ای فریبا فصل شورانگیز

جرعه ای از عاشقی در جام جانم ریز

آاااااااه ای پاییز

 

پ ن :

18 مهر 1392

15 سال پیش در همین تاریخ و  شب میلاد بانوی آب و آفتاب (س) اولین گل ما *آلاله* شکفته شد...

میلادت مبارک دختر خوبم. در پناه پروردگار همواره شکوفا باشی. *-:

+ نوشته ام در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲این زمان 10:10 الهه تاجیکزاده آریایی |